یاد من باشد فردا دم صبح
،
به نسیم از سر صدق
سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم
بست
تا فراموش نگردد فردا
…
زندگی شیرین است ، زندگی باید
کرد
گرچه دیر است
ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم
شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
،
لحظه را در یابم
…
من به بازار محبت بروم
فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم
…
یک بغل عشق از آنجا بخرم … !

برچسب: یاد من باشد فردا دم صبح,
نویسنده: نگار
تاريخ: پنجشنبه
19 دی
1392 ساعت: 4:30